سه شنبه, 03 بهمن 1396

شعری که زندگیست : گزیده ای از اشعار شعرایی  است که به نوعی با آن زندگی میکنیم

 

1 عقاب عاشق خانه! بدون پر برگشت 820
2 براي تو اين شعر را مي‌سرايم 916
3 ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ 851
4 مستی به شکستن سبویی بند است 1083
5 اهل همین کوچه‌ی بن‌بست کـناری.... 999
6 وقتی قبل از برگشتن فعل رفتنی در کار باشد 748
7 وقتی که می رفتی ... بهار بود 1295
8 ببار ای بارون ببار با دلم گریه کن خون ببار 1280
9 دستت را سبز می خواهم ، دلت را نيز. 1011
10 در انتظار تـــــــــــــــــوام در چنــان هـــــوایـــــــــــــی بیــا 963
11 تنهایی انتظارکشیدنِ توست وقتی تو نیستی 855
12 مادرم از قبيلهء سبز نجابت بود 885
13 و هنوز با همین نشانه می شناسمت 915
14 دیوارهای خالی اتاقم را از تصویرهای خیالی او پر می کنم 831
15 کس نشد پيدا که در بزمت مرا ياد آورد... 975
16 آهوی دشت تماشا می شوم.... 902
17 خوابی ست که بین لرز و تب می آید 878
18 چیزی نگو، دزدانه و شیرین تماشا کن 918
19 حکایت دریاست زندگی ، گاهی درخشش آفتاب... 965
20 دارم امیدی، در آسمانت،دیده ام ابر سپیدی 1314
21 کاش می شد که غم و دلتنگی راه این خانه ی ما..... 840
22 از تو کبریتی خواستم که شب را روشن کنم 924
23 گریه کردم ، گریه هم این بار آرامم نکرد 1412
24 گم میشوم در غربت تکرارها گاهی 1138
25 مانده‌ام چگونه تو را فراموش كنم 853
26 من از آيينه تاريک و از ديدار مي ترسم 942
27 ﻧﮕــﺎھﻢ ﮐﻦ ﮐـﻪ ﺑﯽ ﭼﺸِﻢ ﺗــﻮ دﻧﯿـــﺎ 957
28 وقتي به ماهي ها نشاني چشمهايت را دادم 913
29 ایکاش که من خطا نمی کردم 985
30 یک سینه حرف هست ، ولی نقطه‌چین بس است 1241
31 بیدل و خسته در این شهرم ودلداری نیست 1000
32 نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است 902
33 نشنو از نی ، گفته اش دل خون کند 1277
34 با ياد چشم هاي تو خوب است خواب من 1260
35 جایی گرفته ام کنار همان رود ،سمت آب 753
36 تاکه بودیم نبودیم کسی......... 975
37 برگریزان دلم را نوبهاری آرزوست 790
38 با هرچه عشق نام تو را می توان نوشت 1322
39 هر جا که سفر کردم تو همسفرم بودی 1102
40 مي خواهم دوباره به دنيا بيايم... 984
41 گـوش کن با توام ای ساده دلِ خوش باور 1035
42 سالها رفت و هنوز يک نفر نيست بپرسد از من.. 2003
43 باز کن پنجره را و به مهتاب بگو... 1547
44 ای مدعی چه دانی اسرار عشق ومستی؟ 989
45 شبيه قطره باراني که آهن را نمي فهمد 971
46 بگذار که دستان تو را باز بگیرم 1119
47 شب بر سر من جز غم ایام کسی نسیت 1841
48 دلم به این همه آیینه رو نخواهد كرد 926
49 ازدست عزیزان چه بگویم ؟ گله ای نیست 1001
50 وقتی از فكر غزلهایم سرت آتش گرفت 1256
51 صبح روزی پشت در می آید و من نیستم 1042
52 کوک کن ساعتِ خویش !..... 1045
53 با گنجی از محبت، در عالم فقيری 907
54 پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنید 985
55 هر نسيمي كه نصيب از گل و باران ببرد 2917
56 يقين دارم كه مي آيي،تو مي آيي، 1098
57 نمی‌میرد دلی کز عشق می‌گوید 1333
58 ما هم شکسته خاطر و دیوانه بوده ایم 1496
59 پشت دنياي بي‌اتفاقي...... 1047
60 ﺷﺎﻫﺪ ﻣﺮﮒ ﻏﻢ‌ﺍﻧﮕﯿﺰ ﺑﻬﺎﺭﻡ، ﭼﻪ ﮐﻨﻢ؟ 1115
61 خوب است با گوش تو دنیا را شنیدن 1102
62 باز هم خُلق آسمــــان تنگ است.... 1076
63 بیا که گریه کنیم برای خاطره ها.... 1337
64 به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها را 1152
65 ﮐﺎش ﻣﯽ داﻧﺴﺘﯽ، وﻗﺘﯽ از ﮔﻮﺷﮥ آن ﭘﻨﺠﺮۀ ﺑﺴﺘﻪ 1273
66 به مهر تو ای ماه زیبا قسم..... 1319
67 دانه هاي باران با شيشه پنجره ها ، ترانه دارد 1140
68 نیمه شب نجوا کنان در گوش هم.... 1105
69 من از قفس تنهايى خويش .... 1088
70 ای بی وفا برو که شبستان خاطرم.... 1073
71 روح طوفان لم زده بر آسمانت...... 1024
72 عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی 1019
73 درد یک پنجره را پنجره­‌ها می­‌فهمند 1148
74 دیروز دفتری که بد و خوب، بسته شد 1058
75 دنـبال يـكـي ســرزده رفـتي كـه بيـايي 994
76 آسان است برای من که خیابان ها را تا کنم 1112
77 ما اهل دلیم اشاره را می فهمیم 3066
78 درد یک پنجره را پنجره­‌ها می­‌فهمند 1471
79 صدای گــــــریه ی بــاران پـــاک می آید 1321
80 باران صبح نم نم می بارد 1153
81 دیگر غزل بدون تو زیبا نمي شود 1152
82 پیـش از آنی که به چشمان تو عادت بکنم 1138
83 باز در چشمانم اما و اگر را خوانده ای 1028
84 دل بیدار من بر مردم خوابیده می گرید 1244
85 فکر یک خنده ی بی دلهره در سر دارد 1103
86 بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد 1202
87 شاخـه را محکـم گـرفـتـن این زمان بی­‌فایده است 2123
88 غمگین مشو عزیز دلم مثل هوا کنار توام 1371
89 چه حرفها که نگفتیم و در گلو خشکید 1149
90 بارانی که روزها بالای شهر ایستاده بود.. 1065
91 عشـق من آن شبح شــــاد شبانگاه تــــویی 1261
92 بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی 1394
93 شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد 2437
94 آرزو دارم که باز آن روی زیبا را ببینم 2147
95 نوروز که هر چمن دل افروز بود 1062
96 من پیر شدم دیر رسیدی خبری نیست 1973
97 وقتي سكوت دهكده فرياد مي شود 1064
98 کاش می شد که کسی دست به کاری بزند 2015
99 علت این همه دلتنگی تو چیست بگو؟ 1658
100 حاجتي نيست كه آزار دهد كس ما را 1268
101 آن‌ گاه که با من چون شبح رفتار می‌ کنی 969
102 آه، ایـن روزها که می گـذرد،.......... 1080
103 دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟ 1047
104 اگر مى شد كه دردم را برايت گريه مى كردم 1189
105 به من گفتی که دل دریا کن ای دوست 1779
106 دلت را خانــه‌ي مــا کـن، مصفّـا کردنش با من 1752
107 ﺻﺒﺢ روزی ﭘﺸﺖ در ﻣﯽ آﯾﺪو ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ 995
108 خلقت من در جهان یک وصله ناجور بود 4457
109 گفتم: «بمان!» و نماندی! 1182
110 در سرزمین من زنی از جنس آه نیست 1242
111 آتشی در سینه دارم جاودانی 1106
112 وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم 982
113 وقتی به هم نزدیک می‌شویم 945
114 مردی که از دو چشم تو تبعید می شود 1167
115 در ﺣﺴﺮت ﯾﮏ ﻧﻌﺮه ی ﻣﺴﺘﺎﻧﻪ ﺑﻤﺮدﯾﻢ 3704
116 در روی جهانیم و ندانیم جهان چیست، 1426
117 چشمش اگرچه مثل غزلهای ناب بود 985
118 چنان ز پند شما ناصحان زمین گیرم 1480
119 خلوتی کو که خیالات تو آنجا ببرم 2091
120 صبا به سرو بگو من هوای باغ ندارم 851
121 یاد باد آنکه ترا در دل کس راه نبود 1100
122 ازدست عزیزان چه بگویم ؟ گله ای نیست 1292
123 خوابی؟ خیالی؟ چیستی؟ 1174
124 چه باید گفت ؟ چه باید کرد ؟ 1253
125 آرزو دارم که باز ، آن روی زیبا را ببینم 2106
126 وقتی تو می آیی زنده می شوم جوانه می زنم 1164
127 دلم می سوزد از باغی که می سوزد 2417
128 دستهایت را چتر دلتنگی ام کن 1299
129 ﺑﺮو ﺑﻪ ﮐﺎر ﺧﻮدت ﺑﺮس ای ﺳﺎﻗﯽ 965
130 بر این كبود غریبانه زیستم چون ابر 1629
131 رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم 4164
132 زاهدان خواهند اسیر دام تزویرم کنند 1043
133 نه سلامم نه علیکم نه سپیدم نه سیاهم 1966
134 به سراغ تو شبی می آیم.. 1594
135 با دریغی سنگین شعر آمیخته با حسرت 1135
136 مرگ از پنجره ی بسته به من می نگرد 1633
137 جای پایش روی دل جا مانده بود 1166
138 سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد 1015
139 وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم 1934
140 من بدنبال دلي مي گردم .... 1206
141 با من بمان ای تو خوب، ای یگانه 1338
142 رنگِ دریا داشت شعرم ..... 1057
143 می توانم من که باشم رویِ تیغِ خطِ ساحل 1163
144 دگر از چشمه نوشین تو ناید نوشی 1054
145 بی تو من زنده نمانم ..... 1350
146 يک شبي مجنون نمازش را شکست 1612
147 ساقـــی قـــدحت پــــر کن پیمانه به پیمانه 1083
148 شعر را من دوست می دارم 1086
149 دلـت را بتـکان غصه هایت که ریخت،... 1474
150 سر به روی شانه هاي مهربانت می گذارم 3377
151 تو ای غایب ز دیده حاضرم باش 1217
152 دوست دارم نشکند هرگز سکوت 1045
153 شقایق گفت با خنده نه بیمارم نه تبدارم 6074
154 غروب در دل تنگم دوباره خانه گرفت... 1961
155 کاش می شد که کسی می آمد.. 2220
156 کـاش می شد تا خدا پرواز کرد 1347
157 کاش می دانستی بعد از آن دعوت زیبا به .. 2054
158 بعد یک سال بهار آمده ... 1112
159 عقل بیهوده سر طرح معمّا دارد... 1107
160 خواب دیدم که رویاست ولی رویا نیست... 2268
161 دیدن روی تو در خویش زمن خواب گرفت. 3192
162 روزگارم خوش نیست دلم آلوده ی درد .... 2843
163 خدايا كفر نمي گويم ، پريشانم ، 1678
164 این خانه قشنگ است ولی خانهّ من نیست 1176
165 خداوندا نمي دانم در اين دنياي وانفسا 3282
166 حال من بد نیست غم کم میخورم 1236
167 ای وای بر اســیری کـز یاد رفــته باشد 1361
168 چه خوش است حال مرغی که... 1197
169 اشک باید ریخت زار باید زد عشق یعنی این 1135
170 شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت ! 1089
171 آدم به زمین آمد این حادثه رویا نیست 6891
172 دیریست در نماز تو افتاده ام به خاک 2158
173 پرسه در خاک غریب پرسه بی انتهاست 1568
174 "به سکوت سرد زمان" 2013
175 باز بـــوی باورم خـــــاکستریست 1656