جمعه, 28 شهریور 1393

جنبش واژه زیست

پشت کاجستان ، برف

برف ، یک دسته کلاغ

جاده یعنی غربت

باد ، آواز ، مسافر ، و کمی میل به خواب

شاخ پیچک ، و رسیدن ، و حیاط

من ، و دلتنگ ، و این شیشه ی خیس

می نویسم ، و فضا

می نویسم ، و دو دیوار ، و چندین گنجشک

یک نفر دلتنگ است

یک نفر می بافد

یک نفر می شمرد

یک نفر می خواند

زندگی یعنی: یک سار پرید.

از چه دلتنگ شدی ؟

دلخوشی ها کم نیست : مثلا این خورشید،

کودک پس فردا،

کفتر آن هفته.

یک نفر دیشب مرد

و هنوز ، نان گندم خوب است

و هنوز ، آب می ریزد پایین ، اسب ها می نوشند

قطره ها در جریان،

برف بردوش سکوت

و زمان روی ستون فقرات گل یاس